داستان انگشت کردن کس。 چجوری کون دادم

نرگس

داستان انگشت کردن کس

تا این که مامان پا درد شدید گرفت… پشت رون راستش که من می میرم براش درد شدیدی گرفته بود. اون ساسان داداش نیلوفر دوستم بود ،من با نیلوفر ازش خواسته بودیم که نقش دوست پسر منو بازی کنه تا حسادت تو تحریک بشه! شیرجه رفتم رو کسش و حالا نخور کی بخور. اما من دیگه حالیم نبود تا آخر کردم توش دیدم بدنش قرمز شدش داشتم حال میکردم. بعد 1 سال ما از اونجا رفتیم و اون موندو بچه من! در این حالت بهتر است چند بالش نرم در زیر شکم و سینه زن قرار گیرد تا فشار کمتری بر زن وارد شود. سینه های بزرگ و نرم 80 با کون و رون تپل که نگاه آدمو خیره می کنه. روزی پرنده ی مادر به جوجه ی خویش که بتازگی پریدن آموخته بود سپرد تا بر بام خانه ی صاحب ملک بنشیند و از چگونگی آبیاری کشتزار آگاه شود. گفت یدونه از اینارو انتخاب کنو بپوش. خودش بود گفت فامیلمون زنگ زد گفته بهت بزنم! منم دیگه فهمیدم امکان نداره بره خونه فرهاد نده! دو سه بار دیگه هم هم رو دیدیم که براتون می نویسم. انگار نه انگار که من آبمو رو پشتش خالی کرده بودم. تو ماشین اصلا به رو خودمون نیوردیم که الان اوون کونم گذاشته و من کونی شدم فقط موقع پیاده شدن گفت که دوست داره باز هم هم رو ببینیم که من هم گفتم هنوز فکر می کنم که یه چیزی تو هستش. از این به بعد به جای خانوم … میگم مریم بعد یکی دو هفته باهاش راحت تر شده بودم قبلا هم که میرفتم روسری سر نمیکرد ولی یه مانتو میپوشید که مثلا خودشو ازم بپوشونه منم که از هر موقعیتی واسه دید زدنش استفاده میکردم. کیرمو از تو کسش کشیدم بیرون و رفتم و خودمو شستم اومدم تو اتاق و دیدم داره دیر میشه و باید برم خونه رفتم جلو و بوسش کردم و گفتم خیلی ممنون اونم گفت دستت درد نکنه لباسامو پوشیدمو رفتم خونمون. سالها همینجور گذشت و ما کمکم بزرگ و بزرگ تر می شدیم. خدایا یعنی این لبای نازنین منه که دارم می بوسم! پاشدم که برم گفت نه کجا میری؟ بمون کارت دارم گفتم باشه گفت پس یه لحظه منتظرم باش. اولش ممکنه وقتی که یه سانت از کیرم بره تو درد ت بیاد ولی اگر به عقب و جلو کردن ادامه بدی زود دردش می ره. تا دید من بازم خشکم زده گفت: تو هم لخت شو که لباست خیس نشه. کیرم همچین شق شده بود که ترسیدم یه دفعه خودم رو گاز بگیره. بعد رو پشتم خوابید و در حالی که کیرش میزون رو سوراخ بود و فشار می داد تو. دل رو به دریا زدم و کونم رو یه مرتبه هل دادم به سمت کیرش و حس کردم که تا دسته رفت تو بهش گفتم خایه هات رو بچسبون. تعجب کردم خلاصه بعد از احوال پرسی و تبریک من واسه موبایل دارشدنش نازنین گفت دوست داره که با من در ارتباط باشه. داستان از اونجا شروع شدکه نازنین موبایل دارشد ،پس نتیجه می گیریم هرچی مصیبت سر ما جوونا می یاد به خاطر این آمریکائیاست: خلاصه من کلا آدم آروم وبه اصطلاح جمع با کلاسی هستم و خدا رو شکر از چهره زیبایی برخوردارم البته اگه قصد جونمو نکنید واسه همین دختر های دور و برم کلا خوب به من پا میدن ولی اگه نخندین من اصلا اهل دختر بازی نیستم آخه همیشه دوست داشتم با کسی سکس داشته باشم که عاشقش باشم و همراه سکس بتونم لذت عشق رو هم باهاش حس کنم. بعد مامان اومد بیرون و ازم تشکر کرد. از تکونایي که من خوردم و نفس نفس زدنام مطمئنم مامان فهمید که چی شده ولی بازم چیزی نگفت. همونجوری دولا شد و شرتشم ور داشت دیگه باورم نمیشد که داره این کارا رو میکنه. شورتش تو او کون و رونای تپل گم شده بود. باید بگم که من حالا 29ساله و دختر دائم 19سالست. به پشت خوابوندمشو کیرمو یواش کردم تو کونش هنوز سرش نرفته بود که جیغ زد دارم جر میخورم…. در مورد مقعد هم باید بهداشت رعایت بشه چه رابطه مقعدی برقرار باشه چه نباشه ،چون بهر حال این منطقه نزدیک واژن هست و اگر بهش توجه نشه احتمال سرایت میکروب به واژن هم هست. ولی اگر اصرار به انجام این عمل ویا اعمال مشابه معقدی وجود دارد ، رعایت بهداشت و سایر موارد احتیاطی مثل مراقبت از خراشیدگی و یا زخم احتمالی و. دوباره گفتش که درنمی یاره ولی می خواد تف بزنه دوباره. که من هم خیلی جدی بهش گفتم مهرشاد قرار شد اول انگشتم کنی و بعد. بیزشو جلویه من در آورد و گفت بازش کن. منم گفتم: همچین بمالم که حال کنی. گفت پرناز 18 کیش زندگی میکنه. با خودم فکر می کردم اگه همین جوری پیش بره تا چند روز دیگه می تونم کس و کون مامانو بکنم ولی دفعه بعد که رو مامان خوابیده بودم دیگه پررو شده بودم. گفتم من دارم میام چیکار کنم گفت بریز تو منم خوشحال شدم و با تمام توان تلمبه زدم کیرمو با آخرین قدرت زدم تو کسش و تمام آبمو توش خالی کردم. ما دارای یکی از عظیم ترین کالکشن های فیلم و داستان های سوپر هستیم که همه روزه برای شما قرار میدیم. چند روز اول من خجالت می کشیدم تو روش نگاه کنم ولی کم کم یادم رفت چه گندی زدم و کلی حال می کردم. انداختمش رو تختو خودمم روش خوابیدم. من منظورم گفتم که در سایز انگشت ، حالا هم میگم در سایز و مدل انگشت بعد هم نه اینکه تا ته ، همینقدر که سطحی لمس بشه در مورد بو و میکروب که یکی از دوستان اشاره کرد عزیز من بو و میکروب همه جای بدن هست اگر رسیدگی نشه ،اگر هم بهداشت رعایت بشه از بین میره مثل زیر بغل، یا پا و یا دهان ، همه اینا میتونن محل تجمع میکروب باشن و همینطور میتونن بو داشته باشن اما همه ما چون با راه های نظافت این نواحی آشنا هستیم آلودگی ها رو از بین میبریم. خلاصه گفت اگه با پرناز کار داری زنگ بزنم بهش بگم بهت زنگ بزنه منم گفتم خر خودتی تو دلم یدفعه دیدم تا دی سی شدم زنگ تل درومد! با این حرف هاش مثل گرگ گرسنه وحشی شده بودم و مشتاق فتح کردن کونش،یه جوری با عجله برش گردوندم که گفت: چیه گرگ کوچولو ،می ترسی فرار کنه ، نه خیر نترس همش تا ذره آخر مال خودته چی بگم وقتی کونش واسه اولین بار روبروم قرار گرفت ،یه کون سفید و درشت و نرم که با کوچک ترین نسیم مثل ژله می لرزید با یه سوراخ تنگ و صورتی وسطش. پاهاشو انداختم رو شونم از رو شرت کس نازه داغشو حس کردم و لیسیدم! اگه جواب مبداد هم دست و پا شکسته…. حالا دیگه کیرم فقط به کون مامان برخورد نمی کرد بلکه کاملا کیرم لای کون مامان بود. سلام دوست خوبم خب هر روشی برای هر کسی حالتهای مختلف روحی به همراه دارد ممکنه یک عمل برای کسی لذت بخش باشه برعکس برای کس دیگه نباشه. در واقع من داشتم تلمبه می زدم. همش تو دلم می گفتم اگه الان بلند بشه من چه خواهم دید. روز دوشنبه ساعت ده یازده صبح به موبایلی که داده بود زنگ زدم و گفتش که برم سر کامرانیه. گفتم نه بابا چه زشتی داره شما راحت باشین اگه به خاطر من شما ناراحت باشین من اصلا کلاس نمیام. یه روز که داشت تو آشپزخونه کار می کرد رفتم سر کمد لباساش. انقدر این کارو کردم تا آبم ریخت تو شورتم. از مشکلات این روش برای مردهای با وزن زیاد، ایجاد در زن است. دیگه کاملا حشری شده بودم گفتم ببخشید که پاره شد گفت اشکالی نداره میرم یه نایلون دیگه میارم رفت که از آشپزخونه نایلون بیاره منم حسابی لباس زیراشو دید زدم. چند روزی مینا خانم زن همسایمون این کارو براش می کرد ولی بعدش بهونه می آورد که کار دارم و ازاین حرفا. گفت باشه و تو همین حرف ها گفت داره می اد گجا بریزم؟ گفتم تو کاندوم تو کونم. با تشکر ورود هر وسیله دیگری در مقعد می تواند باعث آسیب و خراش به دیواره تحتانی قسمت رکتوم یا بخش انتهایی مقعد شود و با توجه به نوع شیء خارجی احتمال آسیب و خونریزی مقعد وجود دارد. بولیزه خودمو در آوردم و شروع کردم ازش لب گرفتن. ممنون اما جناب همشهری شما هم اون ترسناک هاشو مثال زدین ها! اینکه تو خودت دوست داری کون بدی خیلی خوبه ولی شرطش اینکه که وقتی کیر رو گذاشتم رو سوراخت هی خودت رو نکشی جلو که من ناچار نشدم یه دفعه فرو کنم تو. تو نگاهش يه حالتي بود كه قابل توصيف نيست — يه حس تشكر — شايد هم نوعي خجالت — همراه با لذت — ميدونين زبان قاصره از بيانش — ولي بي تعارف از ارضا شدنش بي نهايت لذت بردم ولي فقط اونطوري كه من فكر ميكردم و ميخواستم نبود — شايد لازم باشه يه چند باري با هم معاشقه كنيم تا لم كار دستمون بياد! یه زنه حدودا 28-30 ساله که یه اندام سکسی داشت که هر مردی رو حشری میکرد. یه خورده قربون صدقم رفت و به مینا خانم فحش داد. درسو که شروع کرد به نظر کلافه میرسید بعده یه چند دقیقه گفتم اگه حوصله ندارین امروز درس نخونیم. منم محکم تر کردم موهاشو گرفتم تو دستم میکشیدم سینشو چنگ میزدم محکم فشار میدادم نوکش رو وایییییییییییی چه روزی بود بعد کلاهک کیرم رو که کردم دیگه تا ته فرسنادم تو کونش شروع کردم به عقب جلو کردن وقتی صورتش رو لمس میکردم و دستم رو میزاشتم جلو دهنش که از درد دستمو گاز بگیره دیدم صورت ماهش خیسه داره گریه میکنه منم بیشترو بیشر میکردم و محکم تر که دیدم داره میگه وااااااااااااااااااااااای دارم جر میخورممممممم پاره شدم دو تا شدم از وسط وای مامانییییییییییی کجائیییییییی علی آروم تر وای مامان جووووووووووون اووووووووووف مردم آرومممم و هق هق میکرد منم انقدر کردم کشیدم بیرون کاندوم رو کشیدم از کیرم و همشو ریختم تو دهنش و رو موهاش اونم قورت داد گفت بشین تا بیام! در این حالت بهتر است که هر از چند گاهی مرد، تمام بدن خود را با بدن زن تماس بدهد، ولی در این میان توجه لازم به توانایی جسمی زن داشته باشد که باعث فشار و زن نشود. گفت چرا انقدر خجالت میکشی؟ بازم هیچی نتونستم بگم. با یه حرکت کرستشو پاره کردم و از این صحنه خیلی خوشم اومد. گیر دادم نرو که گفت باید آرایش کنم میخوام برم پیش فرهاد! یه بار تو صحبتاشون فهمیدم که برنامه نویسی نت بلده. منم کیرمو می مالیدم به کس مامان. ولی بعد از یه مدتی یکی بهم گفت که دوست داره من رو فرش دراز بکشم و اوون باسن کخت من رو از تو وب برای یه جند دقیقه ببینه که من هم قبول کردم و پشت به وبکم یه چند دقیقه ای دراز کشیدم. بعد از چند ثانیه تلمبه زدن ازش خواش کردن که آبت رو زودتر بیارش دارم می میرم. نشست و دونه دونه شرتاشو تا میکردو میذاشت تو نایلون میخواست منو حشری کنه. جامونو عوض کردیم و اون اومد بالا کیرمو کرد تو کسش و بالا پایین میرفت. چند روزی هم این جوری گذشت تا این که مامان راحتی رو به آخر رسوند یعنی وقتی این بار رفتم حموم دیدم لخت لخت به شکم خوابیده. اینبار تا اوومدم به خودم بیام تا دسته کرد تو و من رو سفت چسبید. می دونستم چرا این کارا رو می کنه. هميشه مي گفتم من از خوندن و شنيدنه اينا لذت مي برم نه انجامش اما به روز با مسئله اي برخورد كردم كه اينطوري شروع مي شد. یه دفعه یدونه از کرستهای قرمزو ورداشتو گفت این بهم میاد. منم کیرمو کردم لاپای مامان و انقدر عقب و جلو کردم تا آبم اومد و رفتم بیرون. مامانم پاهاشو به هم فشار می داد تا مسیر کیرم تنگ تر بشه. گرمای بدنشو از اون فاصله هم میتونستم حس کنم. من هم گفتم که می دونم من هم اینجوری بزرگ شدم ولی خوب دوست دارم که تجربه کنم با یه مرد دیگه بودن رو. مثل یه شاگرد به حرفای معلمم گوش می کردم. چجوری کون دادم یه مدتی بود که خیلی هوس کرده بودم زیر یه مرد بخوابم و برای اینکه کسی نفهمه که م دوست دارم کون بدهم فقط سکس چت می کردم و وب بازی بود. خدا از گناهامون بگذره و باز هم چنین کون هایی رو نصیبمون بکنه. گفت: معلومه چی کار می کنی؟ زود باش دیگه. بالاخره مامانم با خانوم… حرف زد و قرار شد من هفته ای 2 بار برم پیشش و یاد بگیرم. بلیس و برو پائین ،همش مال خودته عشقم. معلوم شد که مشروبی که خورده به کلیش حساسیت داده مسمومش کرده چی شده کلیه هاش نارسایی داده خلاصه مهدی رو تو بخش نفرولوژی بیمارستان که همون بخش داخلی کلیه باشه بستری کردند منم قسم داد که چیزی به خانوادش نگم. وای که چه حالی کردم وقتی مامان از رو ناچاری بهم گفت: سعید کسی نیست باید خودت زحمتشو بکشی. بهش گفتم مریم خانوم شما راحت باشین فکر کنم تو مانتو پوشیدن براتون سخت باشه. گفتش که تا الان کسی رو تو خونه نبرده و من باید خیلی مراقب باشم هم مراقب همسایه ها و هم مراقب اوضاع. وقتی خیس شده بود تقریبا بی رنگ شده بود. کلآ تا حدودی شبیه آیشواریا رای هنر پیشه هندی بود ولی فرض کنید کوچیکش کنید و لاغر تر و و نه به اون زیبائی…. و از انوقت به بعد همش ميگفتم من ميخوام برم رشت اما جور نمي شد همين چند روز پيش فهميدم ازدواج کرده! منم خیلی فتیش رو دوست داشتم ولی پاهای ناز و تمیز! نمی دونستم چی بگم ،گفتم : جدییییییییییییییی یه دست به صورتم کشید و بعد از لمس کردن لبهام با یه صدایی که شهوت توش موج می زد گفت : آره نفسم ،پس چی. همین جوری مونده بودم که مامان گفت: زود باش دیگه. فقط یک نکته مهم که در رابطه زناشویی خیلی حائز اهمیته بهداشت جسمی و روحی هستش که به دقت بالای احتیاج داره اگه از بعد سلامت مشکلی برای زوجین بوجود نمیاره پس میتونید با ارامش اینکارو انجام بدید. منم سر کیرمو کردم تو کسش گفت یواشتر کیرت از شوهرم گنده تره منم گفتم با همین کیر میخوام جرت بدم! بهش گفتم که حس می کنم هنوز کیرت همونجاست گفتش که کیفش به همینه. مثل همیشه انگار نه انگاراتفاقی افتاده. یدفعه داد زد جر خوردم…… منم دستمو گذاشتم جلو دهنش که داد نزنه. ماساژهای مامان تا سال پیش که من با یه دخترخانم به اسم ندا نامزد کردم ادامه داشت تا این که مامان بهم گفت: حالا دیگه ندا احتیاج به ماساژ داره. ازش پرسيدم جاييتون درد نميکنه گفتش يه ذره پشتم من آب قند رو دادم بخوره و کنارش نشستم و به عنوان معاینه از رو حوله به کمرش دست ميزدم تا اينکه کمکم با حالت مالش شروع کردم پشت نرگسو ماليدن اون هيچي نمي گفت من هم داشتم پشتشو ميماليدم يهو ديدم زل زده به چشمام و داره منو نگاه ميکنه من هم از خدا خواسته بهش گفتم ميخواي پشتتو بهتر بمالم بخواب اون جوري بهره اون گفت نه مرسي اما من گفتم اين جوري دردش کم ميشه اون دراز کشيد و من با ماليدن کمرش کمکم خودم رو روی بدنش کشيدم و کنارش دراز کشيدم و بغلش کردم اون هم منو بغل کرد من هم دستمو بردم رو سينه هاش و سينهاي سفيدشو ماليدن کلي ماليدمش و سينه هاشو خوردم رفتم پايينتر و با کسش بازي کردن اون رو فضا بود! باورم نمي شد که دارم چی کار می کنم! حال می کردم که آدم حرفه ای بود و با اینکه درد کشیدم اما خیلی لذت بردم. دیگه جوری شده بود که وقتی از مدرسه میومدم خونه منتظر یه کار جدید از مامان بودم. پیش آب کیرم و آب کس مامان کارمونو لذت بخش تر می کرد. شرتشم با همون وحشی گری پاره کردم. گفتم: چطوره؟ مامان خیلی راضی بود. گفتش که فرزاد کیر رو سوراخه ؟ گفتم آ آ آ رره. با چوچولش بازی میکردمو مک میزدم یه انگشتمم تو کسش بود و عقب جلو میکردم چقدر حال میداد انقدر خوردم که ناله هاش به جیغ تبدیل شد و تکونای شدید میخورد فهمیدم که داره ارضا میشه کارمو سریع تر انجام دادم تا با یه جیغ بلند آروم شد منم چوچولشو کردم تو دهنمو محکم مک زدم دیگه نا نداشت بلند شه. اووووووووووووووووووووووف چه کسی شده بود! تو دلم می گفتم: از یه طرف میگه جق نزن از این طرف با من این جوری می کنه. به هر حال با صحبت هاي منو محسن جو موجود يه كم بهتر شد به محض اينكه رسيديم جلوي در ويلا — منم از موقعيت استفاده كردمو — گفتم يه استراحتي بكنيم و بريم تو استخر — الان هوا جون ميده واسه آب تني — الهه هم كه تا اون موقع ساكت مونده بود — با حالتي كه منتظر بود بقيه هم حرفاشو تاييد كنن گفت همين الان بريم منو نازنين يه لحظه نگاهمون با هم گره خورد — انگار منتظر جواب من بود — از ماشين پياده شدم و در ويلا رو باز كردم تا ماشين بياد تو بدون هيچ صحبتي من رفتم داخل ويلا — نازنين هم پشت سرم اومد — از پنجره نگاه كردم ديدم محسن و الهه رفتن كنار استخر ……… لباسهامو در اوردمو لباس راحتي تنم كردم و دراز كشيدم رو تخت…… چشمام داشت گرم ميشد كه با صداي خنده و شوخيه نازنين و الهه به خودم اومدم — بلند شدم ديدم بععععععله — با مايو رفتن كنار استخر و دارن همديگه خيس ميكنن و صداي خنده و شوخيشون تا ده تا ويلا اون طرف تر هم ميره ……. از اون روز به بعد کار من شده بود اینکه تو تنهایی فکر کنم و جق بزنم. کسشم تميز بود و خيس اما حسابي داشتم حال میکردم و کلي لب بازي و ماليدن کلي سر حال شده بودم تا اينکه دستشو کرد تو شورتم و با کيرم بازي کردن منم لباسامو در اوردم و بدون معطلي کير و گذاشتم در کونشو فشار دادم تو تازه فهميدم نرگس خانوم بله! اما ماجرای اصلی از اینجا شروع میشه. گفت مگه من میخواستم عوض کنم تو رفتی بیرون. همینجوری میکردمش خودمم تعجب کرده بودم که چرا آبم نمیاد. لطفآ نظرات و پیشنهادات و همینطور انتقادات خودتون رو برای ما ارسال کنید. منتظر جواب منم نشد اومد جلو و شرتمو کشید پایین و از دیدن کیره خوابیدم تعجب کرد. گفتم پری برو اون لباسی که تو عروسی پوشیده بودی رو برام بپوش ببینمت! فردا صبح بی سروصدا رفتم مدرسه. بعد گفت: اگه بند سوتین اذیت می کنه بازش کن. بعد دیگه خودم هم دیوونه شدم پاهاشو دادم بالا گذاشتم جلو کسش کردم تو در آوردم هی تکرار کردم شاکی شد گفت ده بسه جرم بده مردمممممممممم! منم تازه برش گردوندم کونش رو خوردم واییییییییییییییی سوراخ صورتی تنگ! خندید و گفت : نکبت درد دل یا درد زیر دل یه لحظه فقل کردن ،فقط گفتم هر جور شما امر کنید. بعد مامان دوباره همون حرف رو تکرار کرد و منم اومدم بیرون. رفت بیرون از اتاق و بعد چند دقیقه گفت فلانی بیا اینجا! اونم گفت آره ولی چیکار کنم دیگه زشته. منم زود اومدم بیرون که مامان کیرم وشورت خیسم رو نبینه. حرف هایی رو که تو چت به هم زده بودیم رو داشتم عملی دوره می کردم. منم تو دلک گفتم خفه از طرز پی ام معلوم خودتی! تا این صحنه رو دیدم دلم خالی شد. حسابی توجیه شدم که اگر اوضاع ناجور شد ووضعیت بد شد چی بگم و کی هستم و دنبال چی می گردم. با سرعت رفت داخل پارکینگ و دو طبقه پایین تر پارک کرد و فت زودی پیاده بشیم. خلاصه بعد از اینکه خیلی ابراز علاقه کرد و گفت که زنش دانشجو هست و روز دوشنبه خونه خالی هست. تا این که شب جهارم شد داشت یادم میرفت تخت دوم ما هم یه بنده خدایی بود که مثله مهدی تقریبا همیشه جایی بین خواب و اغما بود حدودای شصت هفتاد سال سن داشت یه پیرمرد بود که همراه هم نداشت تخت ها هم جوری بود که زیاد دید نداشت منم برش می گردونم طوری که روش به سمت ما نباشه وما عملیات کس مالی رو با خیال راحت انجام بدیم مهدی هم فاکتورای خونش پایین نمی یومد راضی هم نبود بره دیالیز اب درمانیش می کردن فقط تو سوند میشاشید بلکه کلیه هاش دوباره شروع به کار کنن بد می ترسید گندش دربیاد بیشتر از اینکه کلیه هاشو از دست بده از این میترسید که خانوادش بفهمند چیکار کرده یه کس مغزی بود به هر حال ما که تو کار خودمون بودیم و کس می مالوندیم شب چهارم بالاخره پسره این پیرمرده پیداش شد اومد اینو ترخیص کرد برد به یه بیمارستانه دیگه که امکاناتش بیشتر بود عالی شد یعنی اون شب دیدم فرصت بهتر از این نمیشه و تصمیم گرفتم دختره رو بگام میدونستم پرده داره ولی به قدری به من اطمینان داشت که از کون مطمئن بودم اگه اصرار کنم میده ساک هم که میزد برام کیرمو ماچ می کرد و می کرد تو دهنش ولی اصلا این کاره نبود دندوناش اذیت می کردن البته روز اخر بهتر شده بود دختری که بلد نباشه ساک بزنه هی دندوناش کیرتو اذیت کنه مزه سکسو می پرونه یا باید یاد بگیره یا کلا بیخیال اورال سکس بشی خوشبختانه تا روز موعود یه کم یاد گرفته بود تا این که بالاخره شب چهارم شد و تصمیم گرفتم اون شب من اینو از کون و دهن بگام خودشم بد بگام بد حشرم بالا زده بود از دست مهدی هم عصبانی بودم باید سر یکی خالی می کردم اسم دختره هم خیلی عجیب بود یعنی من اولین بار بود چنین اسمی میدیدم افسانه که اوون شب شد خانوم کون پاره همین که اومد اتاق در اتاقو بستم سرم و دارو های مهدی رو هم داده بودن خیالم از بابت پرستار تخت بود یه 5 ساعت وقت داشتم تا میتونم بکنمش و به قول عربا گاییدمش گاییدنی اومد که تو لباساشو دراوردم رو تنش فقط شرت و سوتینش موند البته اصلا اروتیک نبود شرتش تقریبا مردانه بود ولی به هر حال رو کون خوش فرمش هرچیزی سکسی به نظر می رسید شروع کردم به لب گرفتن نشسته بود تو بغلم کیرم به چاک کونش و کسش فشار و گرما وارد می کردم یه دستو کرده بودم تو شرتشو چوچولشو میمالوندم با یه دوست ممه هاشو می مالیدم از زیر سوتین خیلی حال میداد با زبون هم لاله گوشو و گردن و لباشو می خوردم خلاصه یه بار این جوری ارضا شد بعدش برام ساک زد کلا کیرت دهنه دختره باشه بلد باشه از زبونش و لباش استفاده کنه یه چیزه بلد باشه با تخمات بازی کنه به تخمات توجه کنه از دستاش استفاده کنه یه چیزه دیگه کون پاره نمیدونم دهنشو خیلی خوب بلد نبود البته خیلی یاد گرفته بود و کیرمو تا حد زیادی می کردم تو دهنش با دستاش هم خوب مهارت داشت حسابی با تخمام بازی می کرد من که دختره بلد باشه با تخمام بازی کنه از اون گرمای دستش و تفش و ساک تخم بد جوری حال می کنم خلاصه کلی برام ساک زد وقتی دیدم داره ابم میاد سرشو محکم گرفتم کیرو تا خایه کردم تو گلوش طوری که تخمام به چونش چسبیده بود و بینیش به شکمم سر کیرم هم تو حلقش ریختم تو دهنش ابم که اومد حس کردم روحم از بدنم خارج شد تا میتونست قورت داد و یکم سرفه کردکمی هم چشاش پر شده بود معمولا تو اورال سکس اگه طرفو یکم مراعات نکنی خیلی پیش میاد بستگی داره به گلوی طرف که چند بار گاییده باشنش چشاشو بوسیدم نازش کردم تا دلگیر نشه که یکم اذیتش کردم یه بار دیگه هم می خواستم ارضاش کنم قبل کون گشایی همون پوزیشن دفعه اول این بار اب کسش حسابی جاری شده بود و کیرمو به کس و کونش میمالوند الان دیگه لخت لخت بود براش چوچولشو میمالوندم و ممه هاشو می چلوندم و گردنشو میخوردم به همه جای بدنش دست می کشیدم خرکیف شده بود و هی اه و اوه و ناله میکرد بدنشو رو بدنم میکشید نوک ممه هاش وقتی تو دستم نبود رو بدنم کشیده می شد لذت عجیبی می داد اونم خیلی لذت می برد تا دوباره اه اه اه اه اه اوه اوه اوه لرزش و ارضا بدنش حسابی گرم شده بود داغه داغ خمار شده بود معلوم بود خیلی حال کرده منم اب کیرم بر اثر همین مالوندنا اومد و ریختم رو کس و کونش خیلی قشنگ گرم و سرخ میشن دخترا بعد از به ارگاسم رسیدن چشاشون یه حالت خماری به خودش میگیره من از این حالتشون فوق العاده لذت می برم حالا نوبت جر دادن کون بود رو تخت قمبلش کردم گفتم کونتو بده بالا عجب کونی بود همون لحظه می خواستم کیرو تا ته بکنم تو اون سوراخ کوچیکه بی اختیار حسابی رو کونش دست کشیدم هر طرفشو بوسیدم چاک کونش داغ داغ بود حشرم افتضاح بالا بود کیرم به تپش افتاده بود هر بار که لبام با بدنش تماس پیدا می کرد زبونم رو زبونش کشیده می شد دستام رو تنش بازی می کرد کیر من و کس اون داغ تر می شد و بی اختیار با کیرم حرکت رو به جلو می کردم اونم کونشو بیشتر به من فشار میداد دستام که روی روناش کشیده می شد به کسش نزدیک می شد اهش در میومد بدنش از شدت لذت می لرزید گردنش خیلی حساس بود کوچکترین حرکت زبان و کوچه ترین بوسه داغ به عرش می فرستادش دیدم اگه این جوری ادامه بدم دوباره ابم میاد یکم خودمو کنترل کردم دوباره قنبلش کردم و و گفتم کونشو بده بالا بی اختیار یه ماچ محکم ابدار از کسش کردم یه لرزش کوچو لو کرد و کونشو بالاتر داد میدونست می خوام کونش بزارم راضی هم بود بیچاره کلی با اب کس و تف و کرم کونشو لوبریکیت کردم یه انگشت راحت رفت تو یه پنج شیش دیقه دوباره کس مالیدیمو و دهنمون صاف شد تا بیشتر حشری بشه و انگشت دوم هم رفت با دو انگشت از کون می کردمش و با یه دست کسشو می مالیدم ازش لب می گرفتم گرماش عالی بود تنگ تنگ واقعا به نظرم غیر ممکن میومد یه انگشت دیگه هم بره تو تا تو کون سه انگشت نکنی عمرا کیر راحت بره تو نه از اون حلقه می گذره سر میخوره میره اگه هم بگذره تو نمیره اگه هم تو بره دختر اذیت میشه ممکنه از کونش حتی خون بیاد خلاصه فک کنم یه بیست دیقه هم خودمو گاییدم تا سه انگشت جا شد و راه افتاد و عادت کردو لذتش شروع شد دستام تقریبا فلج شده بود دید چه قدر دارم براش زحمت می کشم یه خیار از یخچال اورد بیرون جای سه انگشتم کرد تو کونش منو خوابوند رو تخت همه جای بدنمو لیس زد ماچ کرد یه ساک جانانه هم زد برام یه کاری هم کرد که خیلی خوشم اومد وقتی کیرمو تا ته می کرد تو دهنش چلپ چولوپ می کرد با سوراخ کونم بازی می کرد من اصلا گی نیستم اما این حرکت دختره فوق العاده برام لذت بخش بود به خصوص محل بین سوراخ کونمو و کیرمو هم ماساژ می داد که خیلی لذت بخش بود خلاصه بازم ابم اومد ریختم رو صورتش و سینش دستمم که فلج شده بود تقریبا به حالت عادی برگشت یه بار تو دهنش ریخته بودم یه بار رو صورتش یه بار رو کس و کونش الان مونده توی کونشم نورانی بشه و خانوم افسانه تبدیل بشه به خانوم کون پاره دوست داشتم کونشو بگام بعدشم دهنشو شبیه کون محکم بگام وقت هم زیاد نمونده بود یه سه ساعتی گذشته بود فوقش یه ساعت یه ساعت و نیم وقت داشتیم خلاصه خیارو کشیدم بیرون دوباره سوراخشو که الان تا حدی گشاد شده بود تفی کردم کمی هم از اب کسسش مالیدم و می خواستم کیرو که یواش یواش که با دیدن معبودش سر برافراشته بود بود بکنم توش خیلی حوصله می خواد این کار کلی زحمت کشیدم تا سرش رفت تو وای چه قدر داغ بود مثله اینکه کیرم اتیش گرفته بود و فوق العاده تنگ خیلی لذت بخش تا همش بره تو و عادت بکنه یه نیم ساعتی طول کشید ولی واقعا ارزششو داشت یه حس اسمانی بود معراج کون. درو که زدم طول کشید تا درو باز کنه. تو اگه چیزی می خوای می تونی به من بگی. پرنده خبر آورد که صاحب کشت گرفتار است و یکی از همسایگان را مأمور آبیاری کرده است. می خوام بخوابی روم و تمام وزنتو بندازی رو من تا خستگیم در بیاد. پشتمو که کردم طرفش گفت نمیخواد اصلا برگرد خودم برات عوضش میکنم. بهش گفتم انگشتم کن گفت باشه عزیزم. حتا انقدر ترسیده بود اون و از دست بده به مادرشم مجبور شد بگه قضیه فرهاد و رفاقتش رو… دیگه خانوم دیر به دیر زنگ میزد ماهی یکبار منم چند تا دختره دیگه باهام دوست شدن ولی به دلم نمیشستن! خیلی آروم از بالا به پايین دستمو می کشیدم رو پای مامان. یه بار عصر که دخترش مدرسه بود رفتم واسه کلاس. همچین که سرش رو برد عقب که تف بزنه نمی تونستم بفهمم که داره می کنه تو کونم یا داره کیرش در میاد. اون دیووس هم با اون سنش زده پرده دختره مردم رو جر داده بود هر چند خود پرناز خواسته ولی. داستان ضرب المثل کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من کاربرد ضرب المثل: برای انجام کارها جز به خود نباید به دیگران امید و اتکا داشت زیرا کسی کمک نمی کند یا نمی تواند کمک کند داستان کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من : دو بلدرچین در کشتزاری آشیانه داشتند. کیرش رو دراورد و باز هم داشت جق می زد که آبش بیاد. بر خلاف چیزی که فکر می کردم مامان خیلی مهربون تر شده بود. او اون به بعد کاره من شده بود هفته ای دوبار گائیدن مریم و همیشه هم آبمو توش خالی میکردم. ولی از برخورد دیروز اصلا حرفی نزد و به روم نیاورد. ولی من کار دیگه نمی تونستم بکنم و با دیدن مامانم که دیگه یه جورايی خودشو در اختیار من گذاشته بود که راحت دید بزنمش فقط می تونستم به یادش جق بزنم. همیشه وقتی می خواست خم بشه سعی می کردم جلوش باشم و سینه هاشو دید بزنم. دستشو که کاملا از آب کیر پر بود برد طرفه دهنشو همشو خورد منم دیوونه شده بودم بلندش کردمو یه لب اساسی ازش گرفتم تازه فهمیده بودم چه خبره. منم با کمال میل قبول کردم و همچین چشم گفتم که مامان تا حالا از من نشنیده بود. پشتشو به من کرد و شلوارکشو در آورد. تا این که یه روز مامان گفت: سعید خیلی خوب ماساژ میدی. گفتم خوب بگو چیکار کنم ؟ گفتش که بالش رو بذار زیر کمرت تا کونت بیاد بالا. گفت میام تهران بازم ولی ایندفه خونه شما! اونم سریع قبول کرد انگار منتظر این حرفم بود. مامانم هر روز سکسی تر می پوشید. دیدم مامان تشک طبی اش رو پهن کرده و با یه تاپ و شورت به شکم خوابیده کف حموم. و صبحها اون تمام کار خونه را انجام ميداد و تا مادر پدرش بيان تو خون تنها بود. شرتمو که داشت در میاورد کم کم کیرم شق شد و کامل جلوش وایستاد کاملا حشری شده بود از این صحنه اومد شورتو بپوشونه که هر کاری کرد کیرم تو شورته جا نشد و اونم همش با کیرم ور میرفت منم که داشتم حال میکردم یه دفعه احساس کردم داره آبم میاد اونم حس کرد که کیرم داره سفت تر میشه ادامه داد آبم با فشار تمام ریخت تو دستش و یه آه از هوس کشید. هر چند به خاطر کاراش و بی خیالیاش دلخور بودم ولی هم من کینه ای نبودم و احساساتی هم اون لحضه فقط اونو میدیدم! چون برای اینکار ساخته نشده است ودر نظر داشته باشید برای داشتن رابطه ای داغ و پر لذت حرکات بسیار بسیار زیادی وجود دارد و بهتر است از بین آنها سعی کنیم بی خطر ترین و بهترین ها را گزینش کنیم که خود و شریک جنسی هر دو رابطه ای سالم و ایده آل را تجربه کنیم. پیش چند تا دکتردیگه رفت که بهش گفتن بهترین کار اینه که روزی سی دقیقه با آب گرم و یه پماد خاص مالش داده بشه. فقط بدیش این بود که می گفت این کارو نکن. منم هی به مامانم میگفتم که میخوام برم کلاس و یاد بگیرم. یه کمی بهش برخورد که یه دفعه گفت پس کیرم تو کون خوشگلت. یه دفعه گفت اوومد بیا جلو و یه چند قطره آبش رو ریخت رو چونه و لب پایینیم سریع پاکشون کردن. ماجرای من از اونجايی شروع شد که من تازه کرک و پشمی درآورده بودم وهمش نگام تو کس و کون همسایه ها و فامیلا بود ولی بعد از یه مدت تکراری می شدن و برام اون جذابیت رونداشتن همه جز یه نفر. منم با یه دست رون مامانو می مالیدم با یه دست کیرمو. بلدرچین مادر به فرزند خویش گفت :همین امروز از اینجا خواهیم رفت زیرا کشاورز از کمک دیگران نومید شده و خود تصمیم به انجام کار گرفته است. منم سعی می کردم مامان نفهمه ولی با حرکتای من رو پشتش چند باری حسش کرد ولی چیزی نگفت. شروع کردم به خوردن سینهاش تا جایی که گفت بسه داره دردم میاد اومدم پایین ترو همه جاشو لیس میزدم. توی راه توی فکر اون هیکل نازش بودم که دیدم دستش رو گذاشت روی رونم و آورد طرف مهیار کوچولو که حالا بهتر بود بگم حاج مهیار آخه انقدر بزرگ شده بود که راحت می گرفت زیر فرمون: خندید و گفت : اوه اوه اوه عجب دایناسوری گازت نگیره و محکم گرفتش توی دست ،یه جوری فشارش می داد که هر لحظه منتظرشکستنش بودم ،گفت : الهی بمیرم واسه بسر عمه خوشکلم که از بس تو کف مونده اینجوری قاط زده گفتم : ای گفتی رسیریم تو باغ من پیاده شدم و در رو واسش باز کردم وقتی پیاده شد یه لحظه کاملا صورتش به صورتم نزدیک شد ،منم نامردی نکردم و لبشو بوسیدم گفت : چه حولیییییی یا نبوس یا درست ببوس و لبش رو روی لبم گذاشت نمی دونید چه طعمی داشتن شیرینننننننننننننننننننننن وگرم ،باورم نمی شد. وقتی پیاده به سمت آسانسور می رفتیم گفتش که اگر کسی وسط راه سوار شد ما هم رو نمی شناسیم و تو برو یه سمت دیگه. یه تاپ تنگ پوشیده بود با شلوارک که معمولا اینا رو جلوي بابا تو اتاق خواب می پوشید. اول از در ورودی مجتمع مسکونیشون رد شد و در پارکینگ رو زد و بعد از سی متر دور زد و تا رسیدیم در پارکینگ هم باز شده بود. گفت باورت می شه این الان تو کونت بوده؟ گفتم آخ خ خ خ … گفت خوب آماده هستی برای دور بعدی؟ گفتم آروم بکن اینبار هم. بعد باید در مدت ده دقیقه تا یه ربع فقط با سوراخت بازی کنم تا باز بشه و بهتر هست که با کیر من فشار یکنواخت بیارم به سوراخ کونت و تو خیلی آروم آروم کونت رو عقب و جلو کنی. معلوم بود مینا خانم با بی حوصلگی این کارو کرده و مامانم اذیت شده. وای که با چه سرعتی حرفاشو گوش می کردم. تو طبقه چهارم یه خونواده زندگی می کردن من از همون اولش که اینا اومدن اینجا به زنی که تو اون خونه بود علاقه پیدا کردم. من بهش گفتم که تا حالا کون ندادم و فقط تو مدرسه روشلواری حال کردم. جفتمون لباس های شیک و ادکلن زده ای داشتیم با این تفاوت که اوون کت و شلواری بود و من پیرهن و یه شلوار کتون. خوش بحال شوهرش هم از کس باهاش حال ميکنه هم از کون! مامان با شورت و کرست اومد بیرون. بعد دیدم شل شد شروع کردم به فشار دادن رونش یه دفعه بلند شد گفت زیپش رو باز کن منم باز کردم وای از تنش سر خورد افتاد یه بدن برنزه شده که خودشم میگفت هفتهای 2 بار میره پلاژ! دوباره سر کیرش رو گذاشت رو سوراخ. من رو کاناپه نششتم و اوون اوومد کنارم ایستاده و کیرش ده سانتی دهنم زیر شرتش با دستش گرفته بود و گفت خوب نمی خوایی ببینیش؟ گفتم راستش از تو وب دیدمش امیدوارم که مثل توی وبکم سرحال باشه که گفتش هستش و مطمئن باش با دیدن کون قشنگ تو مثل دسته تبر می شه. شروع کردم به خوردن لبهاش ،همینجور که لبهاش رو می خوردم با دستم دگمه های مانتو و پیرهنش رو باز کردم که دیدم بهبههههههههههههههه،دختر دائی نازم زحمت منو کم کرده و اصلا کرست نپوشیده ،نمی دونید اون سینه های نازش چه جوری سفت و شق شده بود و از سفیدی اتاق رو روشن کرده بود اون نک های تیزش رو که نگو دوست داشتی تا صبح مکشون بزنی ،همینجور محو تماشاشون بودم که گفت : چیی صفر کیلومتر سینه ندیده ،بخورشون دیگه. سرعتش کم بود و بهم زیاد حال نمیداد. آدرس داد رفتم خونشون درو زد رفتم بالا پشته در که رسیدم در و باز کرد وایییییییییییییییییی چه جیگری فقط حیف یکم لاغر بود ژنش اینطوری بود یه دفعه منو بغل کرد و کشوند تو نازش کردم! لبهاش توی اون تاریک و روشنی مثل الماس می درخشیدو می گفت :بیا منو بخور. بکن تا ته بکن اوووووووووووف منم شروع کردم به کمر زدن وای چقدر همه چیز خوب پیش رفته بود و حالا تو سکس هم همه چیز قشنگ بود هم آه و نالش ناز بود هم صداش هم کسش تنگ داغ و لیز منم سرعتم رو بیشتر کردم اونم میگفت بیشتر میخوام که دیدم بعد چند دقیقه خانوم ارضا شد ولی منم کاندوم تاخیر انداز کشیده بودم طول میکشید واسه همین برش گردوندم از کون آروم گذاشتم سرش که رفت تو جیغی زد که گفتم هر کی اومده کیش جشنواره فهمید اینجا چه خبره! بهترین حالت در این روش بهترین حالت از نظر آزادی عمل برای مرد و کیفیت رابطه جنسی برای زن به نحوی است که زن بر روی لبه تخت یا سطح بلند نرمی مانند دسته مبل یا لبه میز دراز بکشد به نحوی که بر روی پا ایستاده و شکمش بر روی سطح نرمی قرار گیردو مرد به صورت ایستاده عمل دخول را انجام دهد. نشت رو مبل یکم حرف زد شربت آورد! خندیدم و گفتم : الهی قربونت برم منظورم این بود که این وقت شب کمربندی خلوت تره وراحت تریم یه خنده موزیانه گوشه اون لبای نازش نشست که دیونم کرد و گفت : حالا حتما باید بریم جای تاریک ؟؟؟؟؟مگه می خوای چیکار کنی ؟؟؟؟ گفتم : هیچی عزیزم فقط می خوام باهات درد دل کنم. مامان گفت: ببینیم و تعریف کنیم. دستم که به بدنش میخورد از گرماش میسوختم. چند روز بعد وقتی داشتم همون کارهمیشگیم رو تکرار می کردم دیگه فکر نمی کردم راحتی ما بیشتر ازاین بشه که مامان بهم گفت: کافیه. مثلا دیگه زیر تاپ کرست نمی بست تا قشنگ حالت گردی سینش پیدا باشه. دیدم یه عکس سکسی ناز هم گوشه صفحه گذاشته و منم شروع کردم به حرفای… خانوم هم 4 تا جواب سکسی داد منم کفرم درومد با ای دی خودم پی ام دادم اونم زود عکس رو برداشت و گفت من پرناز نیستم پسر دائی شم! وآآآآآآی چه کونی داشت دیگه داشتم سکته میکردم شرتشم در آورد و اون یکیو پوشید گفت بهم میاد من بازم هیچ حرفی نمیزدم. یه سری دارو بهش داده بود که اثری نکرد. بلده و بذار بهش بگم ببینم چی میگه! كه يهو مور مورم شد — نازنين پدر سوخته آب پاشيده بود روم — بلند شدم كه وارد آب بشم — ديدم كار الهه ومحسن داره به جاهاي باريك كشيده ميشه -يه لحظه از ديدن اين منظره خشكم زد — ولي به خودم نهيب زدم — قانونيه كه خودت گذاشتي — پس كلاه بي غيرتي رو كشيدم سرم و پريدم تو آب يه راست رفتم سراغ نازنين — انگار يه جورايي مي خواست با محسن و الهه تصفيه حساب كنه — نمي دونين چي كارا كه نمي كرد و چه كرشمه ها كه نمي اومد — من مبهوت مونده بودم كه اين همون دختر محجوب و ماخوذ به حياست؟ به محض اينكه لمسش كردم — خودش رو تو آغوشم رها كرد -منم نامردي نكردم و يه راست رفتم سراغ لاله گوشش — رفلكس هايي از خودش نشون ميداد كه بيشتر حس ميكردم سعي داره توجه محسن رو جلب كنه — با اولين ناله هاش يه لحظه محسن و الهه توجه شون جلب شد و دست از لب گرفتن كشيدن — ولي نمي دونم محسن پيش خودش چه فكري كرد و دوباره برگشت رفت سراغ زير گردن الهه — احتمالا كلاه كس كشيش رو گذاشته بود بالاتر — حس كردم يه دور باطل بين ما داره بوجود مياد كه تنها چيزي كه توش نيست ،لذت بردنه — همه يه جورايي دارن به هم ضد حال ميزنن — محسن مايو الهه رو تا نصفه در اورد و شروع كرد به خوردن پستوناش — الهه تخم سگم جيغ هايي ميزد و ناله هايي ميكرد كه من تا حالا ازش نشنيده بودم — ديدم اينجوري نميشه — سرماي آب هم مزيد بر علت شده بود حرارت و حشر رو كاملا خنثي ميكرد — نازنين رو از پشت بغل كردمو هلش دادم به سمت پله هاي استخر — از آب خارج شديم و كنار استخر بي مقدمه يقش كردم — يه نگاهي به محسن و الهه انداختم — ديدم الهه داره تو آب — كير محسن رو ساك ميزنه — تو دلم گفتم استغرالله ربي و ……. به خونه ما زیاد رفت و آمد داشت و با مامانم زیاد گرم می گرفت. گفت تو هم لخت شو که من گفتم ببین قرار نشد که تو به من بگی چیکار کنم که سریع گفت ببخشید. بعد مامان گفت: این جوری خوب نیست. گفت: از این به بعد همیشه خودت زحمتشو بکش. من که بدنم سرد شده بود و یه جورایی می لرزیم. این دید زدنها تا حموم واتاق خواب و… ادامه پیدا کرد تا این که مامان فهمید من همیشه دارم سعی می کنم که سینه و کونشو دید بزنم و میرم سروقت لباسای زیرش. شمن اینکه من هم هی تف می زنم که هم راحت تر بشه برات و هم اینکه کیر من با تف مالی شق می مونه. تو این سالها به خاطر تو نگذاشتم حتی آفتاب رنکشو ببینه ،برو پائین عزیزم مال خودته. کیرش رو درآوردم و سرش رو بوسیدم. نشستم رو کون مامان و شروع کردم.。 。 。 。 。 。

次の

چجوری کون دادم

داستان انگشت کردن کس

。 。 。 。 。 。

次の

ضرب المثل کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من

داستان انگشت کردن کس

。 。 。 。 。

次の

داستان سکسی‌ و تحریک کننده: کون افسانه

داستان انگشت کردن کس

。 。 。 。 。 。 。

次の

حالا یه انگشت کردن بودااا

داستان انگشت کردن کس

。 。 。 。 。 。 。

次の

روش‌های آمیزش جنسی

داستان انگشت کردن کس

。 。 。 。 。

次の

سکس با دکتر

داستان انگشت کردن کس

。 。 。 。 。 。 。

次の

حالا یه انگشت کردن بودااا

داستان انگشت کردن کس

。 。 。 。 。

次の